
امشب از ته دلم دعا کردم حال هیچکس مثل حال امشب من نشه از اونجایی شروع میشه که دلت بخواد زار بزنی ولی نمیشه و فقط به نفس نفس زدن میوفتی از همه دنیا دلت گرفته باشه و نتونی کاری کنی کسی رو نداشته باشی حتی باهاش حرف بزنی که یکم اروم شی اگه الان بگم خوب خوب هستم دروغ گفتم نمیگم خوبم ولی بهترم یه نفس عمیق بکش و فراموش کن امشب زهرا باهام تماس گرفت بی دلیل هرچیزی که دوست داشت بهم گفت دلیلش نفهمیدم خیلی چیزا رو به روم اورد گفت هنوز هم میتونم بگما میخوای بگم؟ گفتم هرچی دوست داری بگو گفت تو چیزی واسه گفتن نداری اونقدر که من خوبی کردم در حقت بدی ندیدی خیلی ناراحت شدم...
ادامه مطلب